عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

73

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

1823 ألشّقىّ من اغترّ بحاله و انخدع لغرور اماله بدبخت كسى است كه بر حال خويش بنازد و از آرزوهاى فريبنده‌اش بغرور و فريب در افتد . 1824 أللّئيم إذا بلغ فوق مقداره تنكّرت أحواله ناكس وقتى مرتبه‌اش بالا گيرد حالش دگرگون گردد . 1825 ألتّقرّب إلى اللّه بمسألته و الى النّاس بتركها به خداوند تعالى نزديك شدن بدرخواست چيزى از او كردن و نزديكى بمردم درخواست را ترك گفتن است . 1826 ألدّنيا منتقلة فانية إن بقيت لك لم تبق لها : جهان كوچ كننده و نابود شونده است اگر آن از براى تو بپايد تو براى آن پاينده نيستى . 1827 العجب لغفلة الحسّاد عن سلامة الأجساد : شگفتا رشكبران تا چه اندازه بى خبر از تندرستى اند . 1828 ألدّنيا أصغر و أحقر و أنزر من أن تطاع فيها الأحقاد : جهان كوچكتر خوارتر و اندكتر از آن است كه كينه‌ها در آن پيروى شوند . 1829 إخوان الصّدق زينة فى السّرّاء و عدّة في الضّرّاء : برادران راست رو در شادى آرايش و در سختى مددكار 1830 ألدّولة تردّ خطاء صاحبها صوابا و صواب ضدهّ خطأ : دولت و دارائى جهان خطاء جهاندار را صواب و صواب خلاف او را خطا نشان مىدهد . 1831 الخرق مناواة الأراء و معاداة من يقدر على الضّرّاء : كولى و ابلهى است دشمنى با انديشه‌ها و دشمنى كردن با كسى است كه توانائى ضرر زدن را دارد . 1832 العلم أفضل شرف من لا قديم له : دانش برترين شرفى است براى كسى كه سابقهء شرف نداشته باشد 1833 الجاهل لا يعرف تقصيره و لا يقبل من النّصيح له نادان كار زشت خويش را نمى شناسد و از پندگو پذيرفتار پند نيست . 1834 ألعطيّة بعد المنع أجمل من المنع بعد العطيّة : بخشش را پس از باز گرفتن دادن زيباتر است تا پس از دادن باز گرفتن . 1835 ألدّهر يخلق الأبدان و يجدّد الامال و يدنى المنيّة و يباعد الأمنيّة : روزگار بدنها را كهنه مى گرداند و آرزوها را نو مى سازد و مرگ را نزديك مى گرداند و اميدواريها را دور مى گرداند . 1836 أواخر مصادر التّوقّى أوائل موارد الحذر : پايانهاى جايگاههاى نگاهداشتن و صيانت آغازهاى موارد پرهيز كردن است .